خلاصه کتاب چیستی علم : بخش سوم
الف )
مطابق نظر استقراگرایان سطحی
اولاً علم با مشاهده آغاز می شود.
ثانیاً مشاهده اساس مطمئنی در اختیار می نهد که معرفت علمی برآن بنا می شود.
ثالثاً معرفت علمی با استقرا از گزاره های مشاهدتی اخذ می شود.
در این فصل قسمت سوم نظر ایشان مورد چون و چرا قرار می گیرد.
سؤال اساسی این است که چگونه می توان اصل استقرا را توجیه کرد؟
استقراگرایان برای پاسخ ، دو رویکرد در اختیار دارند :
یک ) توسل به منطق
دو ) تکیه بر تجربه
اما توسل به منطق نمی تواند توجیه گر اصل استقرا باشد زیرا در استنباطات استقرایی امکان دارد نتیجه برهان استقرایی کاذب باشد و حال آنکه مقدمات آن صادق باشند بدون اینکه چنین وضعی متضمن تناقض باشد.
از سوی دیگر تکیه بر تجربه نیز توجیه گر اصل استقرا نیست. برهانی که برای توجیه استقرا با تکیه بر تجربه اقامه شده به شکل زیر است :
اصل استقرا در موقع الف 1 موفقیت آمیز بود.
اصل استقرا در موقع الف 2 موفقیت آمیز بود.
.......
اصل استقرا در موقع الف n موفقیت آمیز بود.
اصل استقرا همیشه موفقیت آمیز است.
دیوید هیوم در اواسط قرن هجدهم به طور قطعی نشان داد که توجیه فوق متضمن دور است. یعنی خود متوسل به همان استدلال استقرایی می شود که اعتبار آن نیاز به توجیه دارد. این مشکل توجیه استقرا همان است که در سنت فلسفی " مسأله استقرا " نام گرفته است.
علاوه بر دور موجود در توجیه اصل استقرا ، این اصل در به کار بردن شروط " کثرت " و " تنوع " ( رجوع شود به تعریف اصل استقرا در فصل اول ) دچار ابهام است. چند مشاهده ، کثیر محسوب می شود؟ چه چیز به منزله تنوع مهم شرایط محسوب می شود؟ و قس علی هذا.
ب )
برای رفع بعضی از انتقادات بخش قبلی ، می توان موضع افراطی استقراگرای سطحی را تعدیل کرد. در این موضع تعدیل یافته اگر چه نمی توان صدق کامل تعمیم های حاصل از استقراهای مجاز را تضمین کرد ولی این تعمیم ها " احتمالاً " صادقند. معرفت علمی ، معرفتی اثبات شده نیست لکن معرفتی است که " احتمالاً " درست است. بدین ترتیب صورت احتمالی اصل استقرا عبارت است از :
اگر تعداد زیادی الف در شرایط متنوع وسیعی مشاهده شوند ، و اگر تمام الف های مشاهده شده بدون استثنا خاصه ب را داشته باشند در این صورت تمام الف ها احتمالاً دارای خاصه ب هستند.
اصل تعدیل یافته در صورت جدیدش هنوز هم یک گزاره کلی است و نه با توسل به منطق و نه با تکیه بر تجربه قابل توجیه نیست. در توجیه آن با تکیه بر تجربه دوباره به همان دوری می رسیم که در صورت اصلی آن رسیده بودیم.
حتی اگر بتوان اصل تعدیل شده را توجیه کرد مسائل بیشتری گریبانگیر استقراگرای محتاط خواهد شد. مثلاً هرچه قدر شواهد مشاهدتی در تأیید گزاره ای افزایش یابد همچنان احتمال صدق تعمیم استقرایی ما صفر خواهد بود.
راه دیگری که برای حفظ مسلک استقراگرایی اندیشیده شده متضمن عدم نسبت دادن احتمالات به قوانین و نظریه های علمی است. به جای آن به احتمال صدق هریک از پیش بینی ها توجه شده است. طبق این رویکرد ، هدف علم ، برای مثال تعیین احتمال طلوع فردای خورشید است و نه تعیین احتمال اینکه خورشید همیشه طلوع خواهد کرد. دستگاه های چندی حول این محور تکوین یافته اند تا مقدار احتمال پیش بینی های منفرد را محاسبه کنند.
دو ایراد این گونه دستگاه ها عبارت است از اینکه اولاً این تصور که مقصود از علم تولید مجموعه ای از پیش بینی هاست ، و نه یافتن معرفت به شکل دستگاهی از گزاره های کلی ، خلاف شهود و وجدانیات عادی ماست. ثانیاً حتی اگر هدف علم را محدود به پیش بینی ها کنیم می توان استدلال کرد که نظریه های علمی ، و در نتیجه قضایای کلی ، به طور محتوم در تخمین احتمال موفقیت پیش بینی ها به کار می آیند. و بنابراین این موضوع که درستی پیش بینی ها به نظریه ها و قوانین کلی متکی است ، تلاش استقراگرایان را برای تعیین مقداری برای احتمال پیش بینی های منفرد که صفر نباشند ، بی ثمر می سازد.
ج )
پاسخ های چندی به مسأله استقرا می توان داد:
یک ) ما می توانیم ابتنای علم بر استقرا و هم برهان هیوم را که استقرا نمی تواند با توسل به منطق و تجربه تصدیق شود بپذیریم و نتیجه بگیریم که علم را نمی توان به طور منطقی توجیه کرد.
دو ) پاسخ دوم عبارت است از سست کردن این شرط استقراگرایان که تمام معارف غیر منطقی باید از تجربه اخذ شوند و نیز اقامه براهین دیگری برای توجیه اصل استقرا. با این حال مسلم فرض کردن اصل استقرا قابل قبول نیست زیرا چیزی را که مسلم فرض کرده ایم بستگی وثیقی به تربیت ، پیش داوری ها و فرهنگ ما دارد.
سه ) راه حل سوم برای مسأله استقرا عبارت است از اینکه ابتنای علم بر استقرا را انکار کنیم.